مؤلف مجهول
مقدمه 35
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
3 . شيوهء كموبيش معمول در زبان فارسى بر اين است كه كلمات مختوم به « الف » و « واو » پيش از چسبيدن به ياى الحاقى ، همزهء مكسور زايد مىگيرند : دانائى ، بنائى ، اما در نسخهء ما به جاى همزه از ياء استفاده شده است . نمونهها : ياى مجهول : « جايى » ( ص 46 ) ، « كارهايى » ( ص 50 ) ، « چيزهايى » ( ص 52 ) ، معجزاتهايى ( ص 27 ) ، « بنايى » ( ص 72 ) . ياى معروف : « نيكويى » ( ص 48 ) ، « گويى » ( ص 49 ) ، « پادشايى » ( ص 52 ) ، « ننمايى » ( ص 52 ) ، « ترسايى » ( ص 57 ) ، « گوايى » ( ص 85 ) ، « بخدايى » ( ص 27 ) . 4 . در يك مورد ياء به هاء مبدل گشته است ، يعنى از « انگشترى » به « انگشتيره » ( ص 34 ) . 5 . در كتابهاى صرف از ياى استمرار ياد شده است كه براى نشان دادن تداوم فعلى در گذشته ، به كار مىرود . مثلا : گرفتى كمربند زور آزماى * و گر كوه بودى بكندى ز جاى دستور نويسان اين حالت فعل را ماضى شرطى يا تمنّايى گفتهاند كه استمرار را نيز افادت مىكند و سه حالت صرفى دارد . يعنى سوم شخص مفرد ، سوم شخص جمع و اوّل شخص مفرد . اما توضيح دستور نويسان نارساست . زيرا با توجه به تفسير مورد نظر معلوم مىشود كه حيطهء كاربرد ياى استمرار بسيار گسترده است و تنها به فعل شرطى مخصوص نيست . بلكه با افعالى همچون ماضى بعيد و ماضى استمرارى و مضارع نيز مىآيد . ماضى شرطى : دو نمونهء تازه با صرف دوم شخص مفرد و اوّل شخص جمع به دست آوردهايم . نمونه : « اگر بجاى جبريل بنزد تو ميكايل آمدى ما به تو بگرويديمى » ( ص 31 ) ؛ « گويند كى نوح هيچ پيغام بما نرسانيد ، اگر رسانيدى بگرويديمى » ( ص 85 ) ؛ « گاو بسخون آمد گفت اگر چنانست كى تو بر من نشستى هرگز مرا نديديى » ( ص 8 ) ؛ « گفتند اگر تو پيغامبر بوديى راستى سخونهاى تو در دل ما جاى گيردى » ( ص 24 ) . ماضى بعيد : « آنچ از دانشومندان خودش شنيده بودندى بعضى با مؤمنان